مصاحبه

  • نقدی بر فیلم رد کارپت
    ۱۳۹۳/۰۴/۱۷ ۱۹:۲۵

    فرش قرمزی برای توهین به نماد ملی کشور

    دریک سکانس، عطاران بر روی کاغذ نوشته است که گرسنه است، بنابراین فرانسویها با ترحم به اوکمک می کنند و در نهایت شب که به دنبال جای خوابی در اطراف نمایشگاه است به ناگهان چشمش به پرچم ایران در بین پرچمهای مختلف دنیا می افتد و آنرا پایین کشیده و بر روی خود انداخته و تا صبح خواب راحتی را تجربه می کند

  • زهیر توکلی

    نصرت رحمانی، شاخص ترین نماینده شعر شکست(قسمت دوم)

    در سرتاسر دیوان نسبتا قطور نصرت، به ندرت به اتفاقی هنری مثل شعر «میعاد در لجن» بر می خوریم. «میعاد در لجن» روایتی است ساختمند و تمثیلی. موضوع روایت، یک کار رایج است: شیر یا خط انداختن. سکه به هوا پرتاب می شود و در جویی که لجن در آن جاری است، فرود می آید اما از تصادف روزگار، سکه به جای آن که نقش زمین شود و یک رویش رو به چشمان فال زنندگان قرار گیرد، به قول شاعر «بر پا می نشیند».

  • یادداشت شفاهی زهیر توکلی

    نصرت رحمانی، شاخص ترین نماینده شعر شکست(قسمت اول)

    نصرت رحمانی، از شاخص ترین نمایندگان شعر شکست است، نسلی که در میانه مرداد 32 و بهمن 57 به نسل افیون نامبردار شدند و شعرشان سرشار است از یأس و حیرتی توامان. «زمستان» اخوان ثالث نمونه نوعی شعر شکست است اما همچون دیگر جریان های دوره ای شعر، پس از مدتی، شکست نگاری و تلخ اندیشی به یک فضای ارگانیک تکرار شونده در شعرها بدل شد و به مثابه قراردادی مفروض برای شعر گفتن تلقی می گشت.

  • زمینه های تحول معرفتی نصرت رحمانی
    ۱۳۹۳/۰۴/۸ ۱۶:۱۰

    نصرت رحمانی: شناسنامه تاریخ!

    نصرت رحمانی به مثابه یک شاعر، نمی‎تواند گریزی از دگرگونی‎های اجتماعی داشته باشد، برای همین است که در شعرهایش به یکباره شاهد چرخشی بزرگ هستیم. وقتی مجموعه‎هایی را که در پیش از انقلاب 57 منتشر کرده با سه مجموعه‎ای که پس از آن منتشر کرد مقایسه می‎کنیم، شاعری می‎بینیم که از میعادی که در لجن با هستی داشت به سرای محمد رسیده است:

  • ۱۳۹۳/۰۱/۱۰ ۰۸:۱۹

    یک زن در سووشون

    سووشون نه تنها از نظر پرداخت شخصيت زن در تاريخ رمان فارسي در زمان خودش قدمي به جلو محسوب مي‌شد، بلكه صورت جديدي از زنی خانواده‌دار، اجتماعي و مبارز را معرفي مي‌كند كه واقعا در دهه 50 ظاهر شده بود.

  • ۱۳۹۳/۰۱/۲ ۰۹:۵۲

    فروغ و افشاي سياهي خانه

    سكولاريسم وضعي اجتماعي و فرهنگي و سياسي بود كه در زندگي افراد به صورت تنهايي و سردرگمي نمود مي‌يافت. اين تنها در شعر شاعراني چون فروغ و اخوان پيش از هر جاي ديگر نمودار است. انقلاب 57 و سير نهاد سازي تشكيل حكومت و سياست‌هاي فرهنگی پس از آن اغلب ديني هستند يا تلاش می‌كنيم ديني باشند. اما سكولاريسم از پا نيفتاده و رد پاي آن در زندگي ما پيدا ست. انقلاب و حكومت ما در واقع مقاومت عليه همين سكولاريسم جهاني است. و اگر شاعران و متفكراني اين چيزها را نشان ندهند چه بسا غفلت كنيم و در راه مقاومت بيراهه رويم

  • ۱۳۹۲/۱۲/۲۳ ۱۰:۰۷

    فروغ، زنی تنها در آستانه…

    اما نکته قابل تامل خودکشی‌های نافرجام فروغ فرخزاد و فرار او به سمت این تحمیل کننده «احساس حقارت و کوچکی» است. فروغ در حالی که از قید و بندهای خانه پدری و زندگی با «پرویز شاپور» خلاص شده، و پس از آشنایی با «ابراهیم گلستان» و در دوره‌ای که بیشتر از همیشه با مجامع روشنفکری در داخل و خارج از کشور در ارتباط قرار گرفته، اقدام به خودکشی می‌کند. فروغ از زن بودن خویش نیز احساس حقارت می‌کند و تمام تنهایی و ناتوانی خویش را به این دلیل می‌داند:

  • درباره سه رمان برجسته سيمين دانشور
    ۱۳۹۲/۱۲/۱۸ ۱۵:۱۲

    علیرغم نگاه اشراف زده دانشور، سووشون رمان انقلاب است

    در سووشون سيمين بي‌عدالتي را به تصوير مي‌کشد که از محدوده امور مربوط به مردها مي‌گذرد و وارد روابط عاطفي مردم مي‌شود. در نگاهِ اول خیلی زنانه و سطحی به نظر می‌رسد اما عمیق که می‌شوی می‌بینی عجب استعاره‌ای است از جامعه آن روزگارِ ایران که کاري نمي‌شود برايش کرد جز رساندن لقمه‌پاره‌اي به دهان‌هاي وامانده از زغوريت. اما در ساربان سرگردان قلم سیمین دیگر آن قوت سابق را ندارد.

  • نسبت قزوه،مردم و انقلاب
    ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ ۰۸:۲۲

    شعر قزوه غزل غزل های مردم

    شاید بتوان شاعران و نویسندگان را به دو دسته تقسیم کرد: کسانی که سرگرم کنندگان انبوه مردم هستند و کسانی که سخن‎گویان آنانند. علی‎رضا قزوه نیز که موضوع پرداخت این پرونده است در مقام سخن‎گویان مردم می‎گنجد. قزوه شاعری است که همواره با مردم در ارتباط بوده و از آغاز به‎کار شعرش همواره سعی داشته سخن آنان را بشنود تا در هنرش از آن سود جوید.

  • درباره "مهمان داریم" محمد مهدی عسکرپور
    ۱۳۹۲/۱۱/۱۷ ۱۵:۵۱

    آماده شوید،میهمان داریم!

    رنگهایی که در ابتدای فیلم به چشم می آید رنگهایی تیره و تاریک و همراه با حس ناامیدی است، شکایت ها و مقاومتهای رضا برای درمان نشدن و اینکه تلاش میکند زودتر به انتهای زندگی برسد و انتظار مرگ را میکشد، گاهی انقدر مقاومت ها وتلخ زبانیهای او زیاد میشود که برای لحظاتی کوتاه کام مخاطب را هم تلخ می کند. و حتی ممکن است به این مساله فکر کند که “این انتخاب خود رضا و دوستانش بوده برای آرمانهایشان جنگیدند و دفاع کردند” همان طور که حاج ابراهیم هم این نکته را به او گوشزد می کند.

  • بازگشت دوباره حاتمی کیا به اوج
    ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ ۲۱:۳۷

    در فضیلتِ اخلاقیِ «چ»

    اما وقتی کسی در موضوع گروهک‏های مسلح جدایی طلب فیلم می سازد، وقتی شرایط ملتهب اول انقلاب را که هنوز محل نزاع بسیاری است به تصویر می‏کشد، وقتی جنایت های گروهک ها را برملا می‏کند، وقتی ادعای مظلومیت تاریخی جدایی طلبان را بی اعتبار می کند، در واقع دارد در دفاع از انقلاب خطر می کند. دارد هزینه می‏دهد. دارد وسوسه محبوبیت بین اپوزیسیون و خیال جایزه بین المللی را زیر پا له می کند. دارد طعن و ناسزای مخالفان نظام و انقلاب را به جان می خرد. و بالاتر از همه اینها، با توجه به این که گروهک های مسلح جدایی طلب هنوز فعال هستند، دارد امنیت خود و خانواده اش را، چه در داخل چه در سفرهای خارجی، به مخاطره می اندازد.