مصاحبه

  • گفت‎وگو با محمد رجبی؛
    ۱۳۹۳/۰۸/۱۷ ۱۸:۲۳

    نگاهی به دو کتاب جلال آل احمد

    جلال آل احمد سرخوردگی‌های عمیقی از جامعه روشنفکری آن زمان پیدا کرده بود که ریشه در غفلت روشنفکران از مسائل مهم کشور، مثل استحاله فرهنگی روزافزون در جامعه داشت. جلال از کسانی که تصور می‌کرد باید مثل روشنفکران اروپایی پیشاهنگ آگاهی مردم باشند، ناامید شده بود. تفاوت آل احمد و شاملو این بود که شاملو صریحاً معتقد بود ما در ایران اصلاً روشنفکر نداریم و کسانی که به عنوان روشنفکر مطرح هستند، روشنفکرنما هستند؛ اما آل احمد آنها را روشنفکر می‌دانست ولی روشنفکر بی‌خاصیت.

  • تاملاتی در نسبت آنتوان پاولویچ چخوف، جلال و شانه های ما
    ۱۳۹۲/۰۷/۸ ۱۲:۰۰

    من پدر خوانده تعمیدی هستم

    از سوی دیگر صراحت مثال زدنی چخوف و جلال در نامه ها و نوشته های خود، آنقدر سنگین هست که سوالی را مبنی بر توانایی شانه های ما برای تحمل این میزان از نقد و دقت موشکافانه به وجود بیاورد و فارغ از تمامی این القاب، عناوین و شگفتی هایی که نسبت به این دو وجود دارد؛ بگوید: «آیا ما توان بازتولید و تحمل چخوف و جلال را داریم»؟ روی دیگر این سوال را می توان اینگونه مطرح کرد: «آیا ما به جلال و چخوف نیازمندیم»؟

  • ۱۳۹۲/۰۶/۲۸ ۲۲:۴۵

    جایگاه ارتباطات اجتماعی از دیدگاه امام خمینی

    امام خمینی در مرحله اول نهضت همزمان مبارزه با رژیم شاه، عمدتا متوجه رفع اختلافات حوزه‏های علمیه و بازسازی شبکه روحانیون و مساجد بود و به صورت وسیع از سخنرانی، نامه، تلگراف، پیام و نیز جزوه و کتاب برای تحقق اهداف نهضت استفاده می‏کرد . “امام خمینی علاوه بر کوشش پیگیر به منظور واداشتن مراجع و زعمای بزرگ روحانی به حرکت و نهضت، رسالت‏خود را در امر روشنگری و افشاگری نیز تا آنجا که امکانات به ایشان اجازه می‏داد دنبال می‏کرد و با شعر، نثر، پیام، کتاب و از راههای دیگر با رعایت اصول پنهانکاری، در راه بیداری توده‏ها و کنار زدن ماسک رژیم دست‏نشانده پهلوی کوششهایی بعمل می‏آورد.

  • ۱۳۹۲/۰۵/۵ ۱۳:۳۶

    «مادر»، سریالی که هیچ نسبتی با دفاع مقدس ندارد

    هیچ کدام از شخصیت‌ها، وجنات یک بسیجی را ندارند؛ نه رزمنده‌ها رزمنده‌اند، نه فرمانده‌ها فرمانده‌اند، نه خانم‌ها خواهرند. بسیجی‌ها راحت و بی‌اضطراب با زن‌ها هم‌سخن می‌شوند و با آن‌ها در مورد افکار و عواطف خود صحبت می‌کنند! کاملاً مشغول امور روزمره هستند و سلوک اخلاقی و تمرینات معنوی هرگز جزئی از امور روزمره‌شان نیست.هیچ کدام از شخصیت‌ها، وجنات یک بسیجی را ندارند؛ نه رزمنده‌ها رزمنده‌اند، نه فرمانده‌ها فرمانده‌اند، نه خانم‌ها خواهرند. بسیجی‌ها راحت و بی‌اضطراب با زن‌ها هم‌سخن می‌شوند و با آن‌ها در مورد افکار و عواطف خود صحبت می‌کنند! کاملاً مشغول امور روزمره هستند و سلوک اخلاقی و تمرینات معنوی هرگز جزئی از امور روزمره‌شان نیست.

  • ۱۳۹۲/۰۳/۲ ۱۳:۲۲

    فرصت انتخابات و «جمهوريت» اسلامي

    شما به تاریخ صد سال اخیر ایران نگاه می کنید، جریان های غیر اسلام گرا همیشه در اقلیت مطلق بوده اند. جریان های غرب زده هیچ وقت نتوانستند به ساز و کارهای جمهوریت در این کشور تن بدهند. از خود مشروطه بگيريد تا الان. با اینکه در مشروطه، انگلیسی ها خیلی دخالت کردند اما دیدند فایده ندارد و اگر ساز و کارهای جمهوریتي بخواهد تثبیت شود در نهایت انتخاب توده مردم، آنها و مهره هايشان نخواهند بود. مشروطه درکمتر از 15 سال تبدیل به دیکتاتوری رضا خانی شد، یعنی هم روشنفکری داخلی و هم قدرت مداران خارجی، با استبداد راحت تر بودند.

  • ۱۳۸۹/۱۲/۱۵ ۲۳:۱۵

    اسلام و علم الاجتماع

    این نوشتار، تأملی است بر تفکر اجتماعی بعضی از اندیشمندان مسلمان از ابتدا تا دوران معاصر.

  • نگاهی به سیستم اقتصاد یک روستا
    ۱۳۸۹/۱۱/۱۲ ۱۷:۲۲

    «اورازان» از چشم جلال آل‌احمد

    «هسته‌ی اصلی تشکیلات اجتماعی این سرزمین و زمینه‌ی اصلی قضاوت درباره‌ی تمدن آن، همین دهات پراکنده است.. {اما} در عرف و سیاست و فرهنگ و مطبوعات معاصر مملکت ما، یک دِه در هیچ مورد به هیچ حسابی نمی‌آید.. گاهی مستشرقی یا لهجه‌شناسی به عنوان تحقیق در لهجه دورافتاده‌ای، سری به دهات هم زده است و مجموعه‌ای نیز گرد آورده است». جلال آل‌احمد، با این دغدغه، در هزار روستا خوابیده و مسیر بهبان تا کازرون را با پای پیاده سیر کرده، و چندین مقاله و گزارش و سفرنامه از خود به یادگار گذاشته است. نوشتار حاضر، اقتباسی است از کتاب اورازان، نوشته جلال، که ویژگی‌های اقتصادی روستای اورازان (از توابع شهرستان طالقان) را فهرست می‌کند.