مصاحبه

  • گفتگو درباره واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی
    ۱۳۹۳/۰۶/۹ ۱۶:۵۶

    با تاریخ شفاهی گسست نسلی خود را ترمیم می کنند/تاریخ شفاهی نیاز اورژانسی ماست

    اخیراً ما سایتی پیدا کردیم با عنوان «در جنگ چه کردید مادربزرگ؟» سایتی است که از زنانی که در جنگ جهانی دوم جوان بودند و الان مادربزرگ شدند سوال پرسیدند شما چه کرده‌اید یا سایتی هست که کارهای فرهنگی هنری سربازان در اسارتگاه‌های آلمان‌ها را ارائه کرده یا نامه‌هایی که بین سربازان وخانواده‌ها رد و بدل می‌شده دارد، تحلیل‌های جامعه شناختی و … می‌شود

  • گزارشی از نخستین جلسۀ «نهضت مردمی تاریخ شفاهی جهادگران استان همدان»
    ۱۳۹۳/۰۵/۱۵ ۱۸:۳۰

    گفتند «ادارات» را جهادی کنید، اما «جهاد» را اداری کردند

    خدایش بیامرزد، «پیرمرد» دستور ساخت «جهاد» را داده بود که بوروکراسی ادارات، مشکلات مردم را دوچندان و امیدشان را ناامید نکند. اما چند سالی گذشت و کم‌کم به قول «سیدحسن حسینی»: «گرچه ناآگاه خنجر می‌زنند، دوستان هم گاه خنجر می‌زنند». انگار برخی «دوستان» هم دچار آفات بوروکراسی شدند و دیوان‌سالارانه، به تعبیر «بهرام تیموری»، به جای اینکه «ادارات» را «جهادی کنند»، «جهاد» را «اداری» کردند.

  • تاریخ اجتماعی شفاهی دهه اول انقلاب و تحول در علوم انسانی

    این انسان جدید از نظم سیاسی و تا حدودی اجتماعی قبلی گسسته و هنوز در نظم جدیدی الینه نشده است. از همین رو بیشترین فضای آزاد را برای کنش اجتماعی پیش رو دارد. در این فضا او هر جا می رود چیزی نو می آفریند و تجربه ای جدید که قبلا در نه در آگاهی ها و نه در تاریخ وجود نداشته است انباشت می کند. کمیته، سپاه، بسیج، جهاد و جنگ،مسجد،هیات، ادبیات و هنر و فرهنگ و اجتماع شهری و روستایی از مهمترین نمودهای عینی این انسان جدید است.

  • سوگنامه‌ای درباره کشاورزی و دامداری در ایران
    ۱۳۹۲/۰۸/۲۶ ۱۴:۵۲

    تلخ ترین نوشته من

    تلخ ترین نوشته من، به صورت تاریخی مسائل کشاورزی و دامداری ایران را بررسی کرده است. استاد حیدر رحیم پور در این کتاب که در اکثر موارد، مستند به خاطرات شخصی خود و خانوادهٔ نگارنده و مشاهداتی غیر انتزاعی از دوران پیش از صنعتی شدن کشور تا به امروز را در بردارد، به پی‌گیری دست‌های خارجی و مشخصاً انگلیس و آمریکا و اسرائیل در کشاورزی و دامپروری کشور، بررسی اقدامات خوب و بد حاکمان در دوران ستمشاهی و نظام اسلامی، مشکلات دوره‌های مختلف و…. پرداخته و این کتاب را به پدیده‌ای بی‌بدیل تبدیل می‌کند.

  • یادداشت شفاهی از مهندس حسینعلی عظیمی
    ۱۳۹۲/۰۶/۴ ۱۴:۱۳

    كار جمعی با الگوی جهادی

    جهاد سازندگی را گذاشتیم كنار و به‌سمت ایجاد تعاونی‌ رفتیم. به نظر من تعاونی یك سلول سوسیالیستی است. گفتیم چند نفر كه می‌خواهند كار اقتصادی كنند، شركت سهامی خاص درست كنند. سهامی خاص، سلول اول نظام سرمایه‌داری است. حرف جهاد‌ این بود كه تجربه‌ی همه را به كار بگیریم. یعنی جهادی با دانش حركت می‌كند اما دانش خود را بلافاصله یاد می‌دهد و منتقل می‌كند. بنابراین یك سلول جهادی كه هم یاد می‌دهد و هم سعی می‌كند از هر كسی شده یاد بگیرد، خست در علم و دانش ندارد.

  • الگویی برای تحول علوم انسانی عطف به فراورده های عینی انقلاب اسلامی
    ۱۳۹۲/۰۵/۱۵ ۱۷:۳۸

    مناقشه تفکر جهادی و علوم اجتماعی

    محققان و بویژه جامعه شناسان روستایی ایران که از منظر جامعه شناسی توسعه و توسعه نیافتگی به این مقوله می نگرند، بیش از آنکه به جامعه و مهمتر از آن به اجتماعات و حرکتهای مردمی و برخواسته از متن جامعه بنگرند، به سازمانها و بهتر بگوییم به دولت ها و سیاست های دولتی توجه دارند، لذا آنچه که برسی می شود نه روستا و نه مردم و نه حرکتهای مردمی که بیشتر سیاست های دولتی و طرح هایی چون اصلاحات ارضی و مانند آن است و نه مقوله هایی چون چگونگی تشکیل جهاد سازندگی و حرکتهای جهادی دانشجویان، طلاب و دانش آموزان.

  • در جمع فعالان فرهنگی جنوب کرمان ،گفتاری درباره ضرورت جنبش فرهنگی در حوزه اقتصاد
    ۱۳۸۹/۱۱/۱۶ ۱۵:۳۶

    نامه‌نگاری روی پاکت سیگار

    مقدمه :افتخاری است که خدمت شما دانشجویان و فعالان فرهنگی هستم. دیروز و امروز که در جمع عزیزان حضور داشتم، درواقع انرژی و امیدهای تازه و افق های تازه ای برای من حاصل شد. چرا که ما تهران نشین ها دچار حجابی هستیم که وقتی به مناطق می آییم و با نیروهای واقعی انقلاب در […]

  • پیچ‌وخم ادارات

    چند نظرخواهی کوتاه درباره پیام سازندگی حضرت امام (ره)

    رسیدن به جایگاهی که امام تصویر کرده بود، نیازمند برنامه و بودجه است. ما متاسفانه نه در برنامه حرفی داریم و نه بودجه کافی گذاشتیم. نمی‌دانیم چه می‌خواهیم و هدف درستی نداریم. لذا تا الان نشده که آموزش‌عالی تأثیرگذار باشد در توسعه اقتصادی …..نخبگان کاملاً در «پیچ‌وخم ادارات» سردرگم می‌شوند. خودمان را با مسایل اداری و تشکیلاتی و سازمان‌هایی که دائم تشکیل می‌دهیم، سرگرم کرده‌ایم، بدون اینکه اثر مثبتی در روند تولید علم داشته باشد؛ غیر از اینکه دست و پای نخبگان هم بسته می‌شود