مصاحبه

  • معرفی کتاب دکتر گیویان
    ۱۳۹۲/۰۸/۱۴ ۱۳:۴۹

    نگاهی به رویکرد های جدید در مردم شناسی دینی

    افول سیطره طبیعت گرایی و نفی کارکرد گرایی توسط مشرب تفسیر گرا امری است که به اعتقاد نویسنده منجر به باز تعریف دین به عنوان جنبه ذاتی ومفهم معنا برای بشر شده که در آثار اندیشمندانی همچون کلیفورد گیرتز وپیتر برگر ظاهر گردیده است. در این اثار بیشتر به دین به همانند نظامی فرهنگی و نظمی معنا دار که بااستفاده از نمادها واقعیت ها را نمایان می سازد نگاه شده است. ویژگی مهم این نوع تفکر اولویت دادن به فرهنگ در برابر سازمان اجتماعی و خود مداری آن برای تحلیل مستقل از ساخت اجتماعی است.

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۳ ۱۶:۱۳

    گفتگوی انتقادی در علوم اجتماعی

    در نگاه پوزيتويستی، تنها “عقلانيت تجربی و منفعت گرا”، عقلانيت تلقی مي شود؛ آن هم تنها در عرصه وسائل و ابزار! و اهداف، اساسا خارج از عقلانيت و عقلانی شدن قرار دارند. در اين نوع معرفت شناسی و اخلاق حاصل از آن، “هدف زدايي” و”غايت ستيزي”، همگی مصاديقی از اسطوره زدايی و عقلایی شدن اند و در نتيجه جهان و انسان، صرفا ابزاری در خدمت منافع حاكمان هستند که چیزی جز اومانیزم غیر انسانی نیست.

  • بررسی علم دینی در اندیشه عالملن دینی و روشنفکران
    ۱۳۹۰/۰۸/۲۲ ۱۴:۲۳

    علم دینی؛ دیدگاهها و ملاحظات

    مجموعه مقالات و گفتارهایی از سید حسین نصر، عبدالکریم سروش، مصطفی ملکیان، سید محمد مهدی میرباقری،علی عابدی شاهرودی،خسرو باقری و مهدی گلشنی

  • تاملی در امکان علوم اجتماعی اسلامی
    ۱۳۹۰/۰۳/۲۷ ۱۱:۱۶

    پارادایم اسلامی در علوم اجتماعی

    علوم اجتماعی معاصر، در میان اندیشمندان باختر زمین مواجه با یک سلسله محدودیت و پرسش های گردیده است که این امر عده ای از محققان مسلمان را وا داشته تا به تأسیس مطالعات اجتماعی با نگاه اسلامی یا تکمیل دانش اجتماعی معاصر بر اساس دیدگاه اسلام، بیاندیشند. پرسش اساسی که مطرح می گردد این است که چه تصویری را می توان از الگویی اسلامی علوم اجتماعی ارائه نمود؟ چه مفاهیمی را به عنوان مؤلفه های اصلی و تأثیرگذار در این الگو، باید تعیین و تعریف کرد؟ براساس تلاش های علمی انجام شده، شیوه های مختلفی برای به تصویر کشیدن الگوی اسلامی در علوم اجتماعی مطرح گردیده است که اکثرا در راستای تدوین علوم اجتماعی بومی و اسلامی دنبال شده است. در عین حال، همة تلاش های انجام شده را می توان به مثابه آغاز راهی پر فراز و فرود به سوی ارایه یک الگوی اسلامی از علوم اجتماعی ارزیابی کرد؛ راهی که پویندگان آن با آزمون و خطا، هنوز محتاطانه گام برمی دارند.یکی از شیوه های که در این مورد مطرح شده است، استفاده از مفهوم «پارادایم» است که بایستی موضع اسلام در قبال علوم اجتماعی را براساس آن، مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. نویسنده در این نوشتار، بعد از تعریف مفهوم پارادایم، به مؤلفه های اصلی و تأثیرگذار آن می پردازد. در این راستا، موضع اسلام در علوم اجتماعی را نسبت به مواردی چون «علم»، «انسان شناسی»، «مسأله شناسی» و «روش تحقیق»، بررسی نموده است. براساس پارادایم اسلامی، تعریف و تبیین این موضوعات، بایستی همراه و هماهنگ با معتقدات و ارزش های پذیرفته شده محقق و پژوهش گر باشد.