مصاحبه

  • نقد دکتر حامد حاجی حیدری بر کتاب«جامعه شناسی ایران» دکتر جلایی پور(5)
    ۱۳۹۳/۰۱/۲۹ ۱۴:۰۲

    چشم‌پوشی از جامعه‌شنـاسی برای”اصلاحات“،ضعف مفرط نظری در کتاب ”جامعه‌شناسی ایران“

    اما عالی‌مقام جلایی‌پور، نقد به امریکا را دوست ندارند؛ ایشان امریکا را خیلی دوست دارند. مفاهیم و مضامین انتقادی مهم خود گیدنز در نقد سیاست مدرن به مثابه (۱)«جهان بی‌مهار» و (۲)«راه سوم» و (۳)«فراسوی چپ و راست» و (۴)«سیاست حیاتی»، معانی مهمی بودند که از چشم عالی‌مقام جلایی‌پور دور ماندند.

  • نقد دکتر حامد حاجی حیدری بر کتاب«جامعه شناسی ایران» دکتر جلایی پور
    ۱۳۹۳/۰۱/۲۶ ۱۷:۵۵

    جامعه‌شناسی علیه ”اصلاحات“(4)

    جلایی‌پور، دیدگاه‌های ماکس وبر را منحصراً با ارجاع‌های آخر پاراگرافی به آنتونی گیدنز و یان کرایب مستند می‌سازد که البته از شارحان دست اول وبر محسوب نمی‌شوند. حتی شرح کرایب به قدری ضعیف است که در متن خود از داوری بین شارحان اصلی مانند راینهارد بندیکس و فرانک پارکین (که جلایی‌پور به اشتباه به او «پارکینز» می‌گوید) هم پرهیز می‌کند. نحو ارجاع دادن هم اشتباه که نه، هولناک است.

  • نقد دکتر حامد حاجی حیدری بر کتاب«جامعه شناسی ایران» دکتر جلایی پور
    ۱۳۹۳/۰۱/۲۲ ۰۱:۳۷

    ضعف مفرط نظری در کتاب ”جامعه‌شناسی ایران“ (3) تـلمود اصلاحات

    هدف دقیق کتاب همین است که «مضمون جامعه‌شناختی» با آن آغاز می‌شود. در این عبارت، تأکید می‌شود که اولاً، «جامعه‌ی مدرن ایران ”خوش قواره“ نیست»، و در ثانی، باید کاری بشود که کاملاً مدرن خوش‌قواره بشود، و ثالثاً، مجموعه فعالیت‌هایی که برای این منظور صورت می‌گیرد، فی‌الجمله «اصلاحات» نام گرفته است.

  • نقد و بررسی کتاب جامعه‌شناسی خودمانی
    ۱۳۹۲/۰۷/۲۷ ۱۳:۵۸

    استفاده از عنوان جامعه شناسی برای این کتاب غیراخلاقی است

    نویسنده در این کتاب بی آن که سندی معتبر ارائه کند صرفاً برخی ویژگی ها را به ایرانیان و جامعه ایرانی نسبت می دهد و بدون تکیه به اسناد و منابع و روش های پذیرفته شده در پژوهش ادعا می کند که ما دروغ گوترین ملت دنیا هستیم یا معتقد است فرهنگ اعتراض در ما وجود ندارد. این در حالی است که تاریخ 100 سال گذشته ایران دلالت بر بروز دست کم 20 جنبش دارد و از این حیث جامعه ایران جامعه ای به شدت جنبشی و معترض بوده است.

  • ۱۳۹۱/۰۸/۱۵ ۱۲:۴۸

    چرا «جامعه‌شناسی اسلامی» قابل انکار نیست؟

    حتی پدران کلاسیک جامعه­ شناسی سکولار بیش از یک قرن پیش با تصریح به این مطلب، از کارکرد جایگزین ­ناپذیر دین در تولید یا تقویت اخلاق اجتماعی، رفع نیاز به معنویّت و ارتباط با امر قدسی در انسان و … سخن گفته­ اند!
    علاوه بر این چرا «تبیین غیردینی»، «تبیین علمی» خوانده می شود؟! مگر معرفت برخاسته از «دین»، نوعی «علم» نیست؟! و مگر معرفت برخاسته از دین نمی تواند «کاشف از واقع خارجی» -که غایت علم است- باشد؟!