مصاحبه

  • نقد فیلم "زندگی مشترک آقای محمودی و بانو"(2)
    ۱۳۹۳/۰۴/۳ ۰۸:۰۰

    سرگردان های ناراضی

    دستش درد می کند، با این حال کارهای خانه را به خوبی انجام می دهد. “بیست و چهار ساعته توی آشپزخانه است.”وقتی ساناز از او می پرسد که رازش را به آقای محمودی گفته یا نه؟ می گوید: “معلومه که گفتم، به اون نگم، به کی بگم؟” و وقتی که با رامتین درد و دل می کند، در نهایت خدا را شکر می کند که شوهر و فرزند خوب، تن سالم و خوشبختی دارد. رامتین او را متوجه موقعیت های مختلفی که می توانست داشته باشد می کند و به فکر فرو می برد