مصاحبه

  • ۱۳۹۲/۰۷/۱۳ ۱۶:۱۳

    گفتگوی انتقادی در علوم اجتماعی

    در نگاه پوزيتويستی، تنها “عقلانيت تجربی و منفعت گرا”، عقلانيت تلقی مي شود؛ آن هم تنها در عرصه وسائل و ابزار! و اهداف، اساسا خارج از عقلانيت و عقلانی شدن قرار دارند. در اين نوع معرفت شناسی و اخلاق حاصل از آن، “هدف زدايي” و”غايت ستيزي”، همگی مصاديقی از اسطوره زدايی و عقلایی شدن اند و در نتيجه جهان و انسان، صرفا ابزاری در خدمت منافع حاكمان هستند که چیزی جز اومانیزم غیر انسانی نیست.

  • روایتی از دکتر حداد عادل
    ۱۳۹۲/۰۶/۲۳ ۱۳:۳۵

    علوم انسانی غربی چگونه به ایران آمد؟

    ۱۰۰ سال پیش وقتی اندیشه‌های غرب وارد جامعه‌ی اسلامی شد، پرسش چالش برانگیزی در حوزه‌ی فلسفه‌ی تاریخ، عرضه نمی‌کردند، اما با مارکسیسم این پرسش مطرح شد، یا مثلاً هنگامی که اندیشه‌های اقتصاد الحادی مطرح شد، دیگر این مسئله محدود به اثبات برهان نظم و یا نقد نظریه‌ی داروین نبود، بلکه در هر حوزه‌ای که مارکسیست‌ها در آن حرف داشتند یا یک چیزی ابداع کرده بودند، چالشی در برابر دین به وجود آمد. وقتی آن‌ها گفتند فرهنگ و علوم انسانی روبناست، در واقع، برای هر یک از شئون انسانی در هنر، علم، تاریخ، اقتصاد و هر چیز دیگر، یک ریشه‌ی مادی عرضه می‌کردند و این مسئله، حوزه‌های علمیه‌ی ما را تکان شدیدی داد که متوجه شدند مطلب خیلی گسترده‌تر از آن پرسش‌های قبلی است