مصاحبه

  • ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ ۱۸:۱۱

    امکان و چگونگى علم دینى(3)

    آنچه که از کلیت مطالب ذیل می توان فهمید آنست که آقای مصباحی، علم دینی را در معنای ساده اش از علم غیر دینی تفکیک می کنند. از نظر ایشان ما یک هست داریم و یک باید. در قسمت باید ها علم دینی علمی است که از منابع دینی برای ترسیم افق جامعه استفاده می نماید و در قسمت هست ها هم تنها تفاوت علم دینی و غیردینی، موقعی مطرح می شود که می خواهیم مردم جوامع اسلامی را بررسی نماییم. بدین نحو که از آنجایی که مردم جوامع اسلامی دینی هستند رفتارهایشان باید با توجه به ارزش های اسلامی درک شود. به همین دلیل است که آقای مصباحی، روش بررسی واقع را در علم دینی و غیر دینی یکسان می دانند. اما مساله ای که مطرح می شود آن است که اگر مفهوم پارادایم را برای تفکیک نحله های مختلف علمی درک کرده باشیم متوجه می گردیم که هنگامی که مبانی علمی در نحله ای خاص تغییر نمود مفاهیم آن علم، نظریات آن علم و حتی روش آن علم نیز تغییر می نمایند. پس مساله به این سادگی نمی تواند باشد که با یک تفکیک ساده بین هست و باید بتوانیم علم دینی و غیر دین

  • امکان و چگونگى علم دینى(2)

    در این مطلب دکتر احمدی، دین را به طور ضمنی ”مجموعه ای از تعالیم” دانسته و گویی در نظر ایشان تفکیک علم دینی از علم غیر دینی آسان می نماید. به همین سبب علم می تواند بخش هایی از عالم را در استقلال (فارغ از اینکه خداوند باشد یا خیر ) بررسی نماید. سوال آن است که اگر دین مجموعه ای از تعالیم باشد چه تفاوتی به طور مثال با قوانین حمورابی یا سیاست نامه نظام الملک خواهد داشت؟ اگر دین نه مجموعه ای از تعالیم بلکه”رویکردی به عالم” باشد آیا باز می توان حیطه های مجزا از هم ِ دین و علم (دین دنیای مدرن) را به آسانی تفکیک کرد؟